محمد تقي جعفري

23

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

قدم به دنيا مىگذارد ، با اين حال يك نيروى ديگرى دارد كه گويى زندگيش را از صفر شروع مىكند ، لذا هر وضعى را كه در پيش روى خود مىبيند ، نوعى عدم ضرورت در آن احساس مىكند و مىخواهد از يك زندگى مستند به خود بهره مند باشد شما هر يك از اين ريشه‌ها و عوامل پنجگانه را اختيار كنيد ، مانعى ندارد ، زيرا همهء آنها در يك اصل كلَّى مشتركند و آن اصل يكم است كه گفتيم : هيچ موقعيت تثبيت شده اى نمىتواند انسان را در خود خلاصه كند . اعتراض به اصل يكم ممكن است گفته شود : اگر اين اصل واقعيت دارد ، بكدامين علت اكثريت قريب به اتفاق افراد انسانى ، به همان موقعيت بسته شدهء خود قناعت مىورزند مسلَّم است كه جويندگان رهايى از صندوقهاى قفل شدهء موقعيتها ، در اقليت اسفناكى هستند پاسخ اين اعتراض ، با دقت نظر لازم و كافى در عوامل قناعت ورزيدن به صندوقهاى در بسته مىباشد ، ما عوامل عمدهء اين قناعت را به ترتيب زير بيان مىكنيم : عامل يكم - نيروى خود حيات ، جريان مستمرّ حيات به نيروى طبيعى بسيار قوى مستند است كه مادامى كه يأس و نوميدى شكننده جلو فعاليت آن نيرو را نگيرد ، موقعت تحقق يافتهء عينى ( آنچه كه هست ) قابل هضم بوده و با اقناع جبرى زندگى را پيش مىبرد . عامل دوم - خيالات و مطلق گرايىها است كه در تخفيف فشار و سنگينى حلقه‌هاى زنجير تحقق يافته ، نقش مهمى را به عهده مىگيرد . تفاوت ميان دو عامل در اينست كه عامل مكانيسم حيات ( نيروى محرك طبيعت حيات ) تنها از سنگينى و فشار زنجير موقعيت مىكاهد ، عامل دوم باضافهء فعاليت مزبور ، حلقه‌هاى زنجير را صيقلى هم مىنمايد ، لذا اين عامل ، نشاط و خشنودى مناسب با چگونگى خيالات و رؤياها و مطلقهايى كه منظور شده است ، بوجود مىآورد . عامل سوم - مستىها با انواع گوناگونش ، اين عامل شامل هر گونه عامل خنثى كنندهء هشيارىها و آگاهىها مىباشد . اين همان حقيقت است كه مولوى در ادبيات زير اشاره مىكند :